برنامه ريزي منابع سازماني
1- مقدمه :
با كوتاه شدن دوره عمر محصولات ، سازمانها قادر نخواهند بود در اين محيط رقابتي و همراه با تغييرات شديد در فناوري ، منابع زيادي را براي توليد محصولات جديد صرف نمايند و به عبارتي بايد به فكر استفاده بهينه از منابع باشند . بر همين اساس و در جهت استفاده بهينه از منابع سازمان ، مشكل اصلي مديران كمبود اطلاعات راجع به منابع سازمان نيست بلكه مسئله اصلي همان چگونگي استفاده از حجم زياد اطلاعات در سازمان مي باشد . با استفاده از فناوري اطلاعات سازمانها قادرند وظايف مختلف طراحي ، توليد و خدمات پس از فروش را به طور جداگانه و در نقاط مختلف دنيا انجام دهند و در هر زمان اطلاعات لازم و مورد نياز خود را بصورت Online دريافت كنند .براي پياده سازي چنين مكانيزمي استفاده از سيستمهاي يكپارچه كه قادر باشد تمامي واحدهاي سازمان از قبيل مالي، توليد ، انبار ، اداري ، عمليات و... را تحت كنترل داشته باشد ضروري بنظرميرسد . به چنين سيستمي كه بعنوان يكي از فرآورده هاو كاربردهاي فناوري اطلاعات در سازمانها به شمار ميرود و وظيفه برنامه ريزي منابع سازماني را برعهده دارد سيستم ERP[1] (برنامه ريزي منابع سازمان ) گفته مي شود . اين سيستم از يك بانك اطلاعاتي واحد تشكيل شده و همه بخشهاي سازمان از اطلاعات واحد موجود در اين بانك اطلاعات به طور مشترك استفاده ميكنند .منظور از يكپارچگي در اين نرم افزارها استفاده اشتراكي دو يا تعداد بيشتري از برنامه هاي كاربردي موجود دراين سيستمها از اطلاعات يكسان مي باشد و كاربران سيستمها اين اطلاعات يكسان را همواره و در همه اين برنامه ها مشاهده و مورد استفاده قرار مي دهند .
2- تعريف :
در مورد سيستمهاي ERP تعاريف متعددي ارائه شده است كه در اين مبحث به چند مورد از اين تعاريف اشاره مي شود :
ERP سيستم جامعي است كه سعي در يكپارچه سازي همه وظايف و بخشهاي موجود در يك سازمان با استفاده از يك سيستم رايانه اي واحد را دارد بطوريكه بتواند نيازهاي خاص و ويژه اين بخشها را فراهم سازد .
ERP يك تفكر ، فناوري و سيستمي براي مديريت موثرتر منابع مختلف در يك سازمان است كه اين مديريت از طريق اتومات و يكپارچه كردن تمام فرآيندها و در نتيجه بالا بردن كارايي سازمان و افزايش رضايت مشتري انجام مي گيرد .
ERP يك راه حل مبتني بر فناوري اطلاعات است كه منابع سازمان راتوسط يك سيستم بهم پيوسته به سرعت ، دقت و كيفيت بالا در كنترل مديران سطوح مختلف سازمان قرار مي دهد تا بطور مناسب فرآيند برنامه ريزي و عمليات سازمان را مديريت نمايند .
3- هدف ERP
هدف اصلي و اوليه ERP گردآوري دپارتمانها و حوزه هاي مختلف يک سازمان در داخل يک سيستم واحد يکپارچه ، بگونه اي است که اين سيستم بتواند جوابگوي تمامي نيازهاي بخشهاي متفاوت يك سازمان باشد . در يك جمع بندي ميتوان گفت سيستمهاي ERP تنها حاصل اجتماع فرآيندهاي و وظايف مختلف سازماني در قالب يك بسته نرم افزاري نمي باشد بلكه حداقل بايد داراي چند مشخصه كليدي باشد تا بتواند به عنوان يك راه حل صحيح مطرح گردد . اين ويژگيها عبارتند از:
1-3- انعطاف پذيري (Flexibility): سيستمهاي ERP بايد قادر به پاسخگويي به نيازهاي متغيير سازمانها و شركتهاي استفاده كننده باشند .
2-3- ماژول مدار و باز (Modular & Open) : اين سيستمها بايد به گونه اي باشد كه هرجزئي از بسته نرم افزاري بتوان بدون تاثير در رويه هاي ديگر در هر زماني تغيير كرده ، اضافه يا حذف گردد .
3-3- فراگير بودن (Comprehensive) : سيستمهاي ERP بايد ظايف سازماني مختلفي را مورد پشتيباني قرار داده و متناسب با طيف وسيعي از سازمانها مورد استفاده باشد.
4-3- فراشركتي (Beyond the Company) : اين سيستمهابايد بصورت online به سازمانهاي ديگر و ساير شركاي تجاري از جمله تامين كنندگان ومشتريان نيز متصل باشد .
5-3- بهترين روشهاي موجود (Best Business Practices) : مجموعه اي از بهترين رويه هاي مورد استفاده و تجربه شده در سرتاسر جهان بايد در اين نرم افزارها گرد آوري شده باشد .
ساير ويژگيها : علاوه بر موارد كليدي مطرح شده در بالا يكپارچگي بين ماژولها جهت صرفه جويي در زمان ، كاهش كارها ، حذف دوباره كاري و بهينه سازي منابع ، محيط كاربر پسند شامل : منوهاي زيبا ، راهنماي online و رابط گرافيكي مناسب ، انعطاف پذيري درانطباق با قوانين كشورها در زمينه هاي مالي ، مالياتي ، فروش ، صادرات و واردات ، ايمن بودن در دسترسي افراد به سيستم و همچنين انتقال و تبادل اطلاعات و نامحدود بودن در ثبت اطلاعات از نظر حجم ركوردهاي اطلاعاتي را ميتوان عنوان كرد .
4- تاريخچه ERP :
بطور كلي از اوايل دهه 1960 كه استفاده از كامپيوترها بطور گسترده در فرايندهاي تجاري افزايش يافت از اين كامپيوترها براي اتوماتيك كردن وظايف ساده و معمولي تجاري استفاده مي شد .در آن زمان هر شركتي نرم افزارهاي كاربردي تجاري از قبيل حقوق ، حسابداري ، انبار و ... مخصوص به خود را دارا بود ولي از آنجا كه اين متخصصان سابقه كارهاي تجاري و مالي را دارا نبودند ، اغلب نرم افزارهاي توليد شده نمي توانست جوابگوي نيازهاي شركتها به نحو مطلوب و بهينه باشد ، بنابراين در دهه 1970 بعضي از مشاوران و برنامه نويسان رايانه اي به فكر ارائه راهكار بهتري افتادند تا از اين طريق بتوانند نرم افزارهاي مورد نياز شركتهاي تجاري را نه بصورت خاص و ويژه براي هر شركت بلكه بصورت نرم افزاري استاندار ارائه كنند . در اواخر دهه 1980 ، فروشندگان سعي در يكپارچه سازي مجموعه نرم افزارهاي خود كردند تا بتوانند آنها را براي حوزه هاي كاري مختلف بكار گيرند . با شروع دهه1990 و با رونق فروش سيستمهاي IBM AS/400 و بانكهاي اطلاعاتي DB2 استفاده از اين بسته هاي نرم افزاري يكپارچه كهERP ناميده ميشد توسعه يافت و شركتها شروع به جايگزيني اين سيستمها با سيستمهاي سنتي كه توسط خودشان توسعه يافته بود كردند . آنچه ما امروزه بعنوان برنامه هاي كاربردي ERP ميشناسيم از مفاهيم MRPوMRP II پديد آمده است .گروه گارتنر بعنوان ابداع كننده اين واژه بصورت نسل جديدي از سيستمهايMRP II در دهه 1990 شناخته مي شود . راسل وتيلور اين سيستمهارا بعنوان نسل جديد سيستمهاي MRP II همراه با مديريت پايگاههاي داده رابطه اي (RDBM) و معماري مبتني بر Client/Server و رابط كاربر گرافيكي ( (GUI [2] دانسته اند .
در سالهاي پاياني قرن بيستم شركتهاي فروشنده ERP توانستند از رشد 40 تا 60 درصدي بهره مند شوند . با شروع قرن بيست و يكم اين فروشندگان در صدد برآمدند قابليت استفاده ازكسب و كار الكترونيكي[3] را در سيستمهاي خود فراهم آورند بطوريكه كاربران بتوانند براحتي با استفاده از يك مرورگر اينترنت در هر زمان و از هر جاي دنيا به داده هاي موجود در پايگاههاي داده سيستم ERP موجود در سازمان خود دسترسي پيدا كرده و از آن استفاده كنند و يا داده جديدي را به آن وارد نمايند . براي نمونه ميتوان به شركت Oracle اشاره كرد كه نسخه 11i خود را شامل اجزاي سيستم ERP قبلي بعلاوه اجزايي شامل CRM [4] (مديريت امور مشتريان ) ، SCM [5] (مديريت زنجيره تامين ) و... به بازار عرضه كرد كه اجزاي جديد اضافه شده همگي قابليت استفاده و بكارگيري E-business را دارا هستند .
5- محدوده سيستم ERP
محدوده سيستم ERP از محدوده سازماني که ERP در آن پياده سازي مي شود کوچکتر است. بر عکس ERP ، مرز سيستمهاي زنجيره اي تأمين و تجارت الکترونيک از محدوده سازمان فراتر رفته و تا تأمين کنندگان ، شرکا و مشتريان سازمان گسترش مي يابد. با اين حال، عملاً پياده سازي بسياري ا ز سيستمهاي ERP مستلزم يکپارچه سازي با سيستمهاي اطلاعاتي خارج از محدوده سازمان است.
6- اجزاي تشكيل دهنده سيستمهاي ERP:
اگر اجزاي سيستمهاي ERP توليد شده توسط شركتهاي مختلف در اين حوزه فعاليت را مورد بررسي قرار دهيم مي بينيم كه اين سيستمها داراي چند بخش كلي هستند كه تقريبا در سيستمهاي همه فروشندگان ERP ارائه شده است . در يك تقسيم بندي كلي ميتوان اين اجزاء را در قالب گروههاي زير مورد بررسي قرار داد :
بخش اصلي سيستم ERP شامل ماجولهاي كاربردي ميباشد كه هر شركت بنا بر نياز خود از اين بخشها استفاده ميكند ولي نكته مهم آن است كه همه اين بخشها به يكديگر مرتبط بوده و از انسجام خاصي برخوردارند .بطور كلي اين بخشها را ميتوان بصورت زير برشمرد :
1-6- حسابداري مالي: سيستمي است كه براي مديريت خودكار و گزارش دهي مربوط به دفاتر كل ، حسابهاي دريافتني و پرداختني و ساير موارد مربوط به سيستم حسابداري و نگهداري حسابها كاربرد دارد .
2-6- كنترل : براي نگهداري جريان درآمدها و هزينه ها دريك شركت استفاده مي شود و بعنوان يك ابزار مديريتي براي تصميم گيريهاي سازماني كاربرد دارد
3-6- مديريت داراييها (اموال) : سيستمي است كه براي نگهداري اطلاعات مربوط به داراييها از جمله خريد ، فروش ، استهلاك و مديريت سرمايه گذاري در داراييها كاربرد دارد .
4-6- سيستم پروژه : اين سيستم جهت برنامه ريزي كنترل و نظارت بر پروژه هاي پيچيده و بلند مدت داراي اهداف مشخص و تعريف شده كاربرد دارد .
5-6- سيستم جريان كار: سيستمي است براي ارتباط ماجولهاي كاربردي ERP كه با ابزار خدمات و فناوريهاي مختلف ديگر مرتبط است .
6-6- راه حلهاي صنعتي : سيستمي است كه ماجولهاي كاربردي ERP را با برنامه هاي كاربردي ديگر كه خاص برخي از صنايع از جمله نفت ، گاز ، حمل و نقل ، دارويي و بانكداري نوشته شده است تركيب مي كند .
7-6- منابع انساني : سيستمي است كاملا يكپارچه كه براي پشتيباني و برنامه ريزي از فعاليتهاي پرسنل در شركتها كاربرد دارد .
8-6- سيستم نگهداري شركت : اين سيستم وظيفه برنامه ريزي نيازمنديهاي مربوط به نگهداري از ماشين آلات و ساير امكانات موجود در شركتها بخصوص شركتهاي توليدي را بر عهده دارد .
9-6- مديريت مواد : اين سيستم وظايف مربوط به تداركات و انبار مواد ، سفارش مجدد و ... را بر عهده دارد .
10-6- مديريت كيفيت : يك سيستم اطلاعاتي و كنترل كيفي است كه برنامه ريزي كيفيت ، بازرسي و كنترل تداركات و توليد را بر عهده دارد .
11-6- برنامه ريزي توليد : براي برنامه ريزي و كنترل فعاليتهاي توليدي يك شركت كاربرد دارد. اين ماجول شامل اجزاي فرعي [6]BOM ، مراكز كاري ، رديابي مواد ، برنامه ريزي عمليات و فروش برنامه كلان توليد (MPS) ، برنامه ريزي نيازمنديهاي مواد ، كنترل سطح كارخانه ، سفارشات توليد ، هزينه يابي مواد و ... مي باشد .
12-6- فروش و توزيع: اين سيستم ، بهينه سازي همه وظايف مربوط به فروش ، ارسال و صدور صورتحساب را در برمي گيرد . اجزاي فرعي اين ماجول شامل پشتيباني قبل از فروش ، پردازش درخواست مشتري ، پردازش اعتبار مشتري ، پردازش سفارشات فروش ، پردازش ارسال كالاو سيستم اطلاعات فروش مي باشد .
اين اجزا ميتوانند خود داراي اجزاي فرعي باشند كه براي وظايف و مقاصد ويژه اي كاربرد دارد كه عبارتند از : ساختار سازماني شركت ، طراحي چارچوب گزارشات داخلي و خارجي ( جهت ارسال به سازمانهاي خارج از شركت ) ، سازمان فروش ، كانالهاي توزيع كالا، سلف سرويس كارمندان ( كارمندان قادرند از طريق اينترنت به اطلاعات خود درسيستم منابع انساني دسترسي داشته باشند )، سيستم MATCHCODE جهت يافتن اطلاعات خاص مورد نياز با استفاده از ابزارهاي جستجو ، امنيت سيستم و ....
7- فرآيندهايي که ERP از آن پشتيباني مي کند
فرآيندهاي مديريتي سازمان را به سه سطح کلي تقسيم بندي کرده است كه عبارتند از : فرايندهاي استراتژيک، کنترلهاي مديريتي و کنترلهاي عملياتي . ERP ها به تدريج به راه حلهاي جامعي براي کارآمد کردن فرايندهاي سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا يافته اند. بخش عمده اي از موفقيت سيستمهاي ERP به يکپارچه کردن فعاليتها در کل سازمان باز مي گردد . موفقيت ERP ها در سطوح برنامه ريزي استراتژيک و کنترلهاي مديريتي به تعهد و مدت همکاري مديريت ارشد سازمان وابسته است . به هر حال به طور كلي ERP از سه سطح فرآيندهاي مديريتي زير پشتيباني مي كند .
1-7- کمک به کاهش هزينه هاي عملياتي
2-7- تسهيل کارهاي روزمره مديريت
3-7- پشتيباني از برنامه ريزي استراتژيک
8- مزاياي ERP
مزاياي سيستمهاي برنامه ريزي تخصيص منابع سازمان (ERP ) را مي توان به شکل زير خلاصه کرد:
1-8- کاهش هزينه هاي انبار (نگهداري، حمل و نقل . ..)
2-8- کاهش هزينه سفارشها
3-8- کاهش هزينه توليد
4-8- کاهش هزينه عمليات حسابداري و ثبت وقايع مالي
5-8- کاهش هزينه حمل و نقل
6-8- کاهش حجم مورد نياز سرمايه گذاري در تجهيزات و ماشين آلات
7-8- کاهش حجم مورد نياز سرمايه گذاري در کارخانه
8-8- کاهش حجم مورد نياز سرمايه گذاري براي خريد زمين
9-8- کاهش هزينه ناشي از توقف خط توليد
10-8- فرآيند توليد منعطف و قابل تغيير
11-8- کاهش هزينه خطاهاي ناشي از هماهنگي ضعيف بين واحدها مختلف سازمان
12-8- کاهش هزينه ها نهايتاً به افزايش فروش و سهم بازار بيشتر متهي مي گردد
13-8- کاهش زمان تکميل و نهايي کردن محصول
14-8- افزايش شفافيت و رهگيري فرآيند توليد براي مشتري
15-8- افزايش قابليت متناسب سازي براي مشتري و نهايتاً تطبيق بيشتر با نيازهاي وي
16-8- افزايش رضايتمندي مشتري در تمام فرايندهايي که وي با آنها درگير است، از لحظه سفارش تا دريافت و حمل ونقل محصول
9- انواع روشهاي پياده سازي ERP از لحاظ وسعت فعاليت :
در پروژه هاي ERP به علت درگيري همه واحدهاي سازمان و همچنين پيچيدگي خاصي كه اين پروژه ها دارند ، مديريت پروژه از اهميت خاصي برخوردار است . مديران پروژه اغلب بر اساس نوع سازمان ، وسعت فعاليتهاي آن و حجم ماجولهاي مورد استفاده از سيستم ERP اقدام به برنامه ريزي و مديريت اين پروژه ها مي كنند .
به طوركلي سه روش را در پياده سازي اين پروژه ها ميتوان از ادبيات تحقيق اين سيستمها برداشت كرد:
1-9- Big-Bang Approach: اين روش در گذشته زياد مورد استفاده قرار مي گرفت .بطوري كه همه سيستمهاي قديمي به يكپارچه كنار گذاشته ميشد و سيستم جديد جايگزين آن ميشد ولي به دليل ريسك بالاي اين كار و مقاومت شديد كاركنان و ساير مسائل اين روش امروزه به هيچ وجه پيشنهاد نميشود و كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد.
2-9- Pilot Approach: در اين روش بخشي از سازمان را كه بر روند كار سازمان نقش كليدي و اصلي را ايفا نميكند به عنوان آزمايش مورد استفاده قرار داده و سيستمها را در آن راه اندازي ميكنند و پس از حصول اطمينان از موفقيت اين كار ، ساير بخشهاي اصلي نيز شروع به راه اندازي ميگردند و در اين راه از تجربيات حاصل از پروژه آزمايشي استفاده ميكنند .در اين روش ميتوان اشكالات احتمالي بوجود آمده را در زمان لازم شناسايي كرد و نسبت به رفع آنها به بهترين شكل اقدام نمود .از طرفي اين رويكرد از ريسك كمتري برخوردار است و توجه مديران ارشد و تيم راه اندازي متوجه بخش خاصي از سازمان خواهد شد ولي اين روش ممكن است زمان راه اندازي كل پروژه را طولاني كند .
3-9- Phased Approach: در اين روش ، هدف به جاي پياده سازي كل پروژه ERP بر ماجولها و اجزايي از اين سيستمها متمركز است . به اين ترتيب كه ابتدا تيم راه اندازي با مديران ارشد در مورد اينكه چه اجزايي پياده سازي شود به اتفاق نظر رسيده و در نهايت اقدام به راه اندازي آن ميكنند . از آنجا كه در عمل چنين اجزايي معمولا سيستمهاي حسابداري و مالي بوده است و در اين بخشهامعمولا" تعداد نسبتا" محدودي از پرسنل كل سازمان فعاليت دارند ، موفقيت پروژه در اين بخشها دليلي قاطع بر موفقيت پروژه در سطح كل سازمان نخواهد بود . نهايتا" پس از تكميل و عملياتي شدن اين بخشها ، ساير اجزاي ERP نيز به ترتيب اولويت درسازمان پياده سازي خواهد شد . در اين روش طي هر مرحله تيم راه اندازي مي تواند تجارب خوبي را بدست آورده و از طرفي مقاومت كاركنان نيز در سازمان كمتر خواهد شد ولي از آنجا كه سيستمهاي ERP داراي ويژگي اصلي و اساسي يكپارچگي هستند در اكثر موارد ، اجراي مرحله اي ميتواند مشكلاتي را براي تيم راه اندازي ايجاد كند .به عنوان مثال سيستمهاي انبار ، پرسنلي ، فروش و... لازم است اسناد مالي خود را به طور خودكار به حسابداري ارسال كنند .در حالتي كه ابتدا حسابداري طي يك مرحله پياده سازي شود ، لازم است اين اسناد ابتدا بصورت دستي وارد سيستم شود كه علاوه بر مشكل ورود داده ها ، امكان خطا نيز افزايش مي يابد .
10- مباحث انساني در پياده سازي پروژه هاي ERP :
اغلب افراد دليل ناكامي در پياده سازي پروژه هاي ERP را چالشهاي مربوط به فناوري اطلاعات و ظهور مباحث جديد در اين حوزه در داخل سازمان از قبيل پايگاههاي داده به اشتراك گذاشته شده ، معماري مبتني بر client/server ، فناوري اينترنت و... ميدانند ولي تحقيقات بعمل آمده در اين مورد حاكي از اين نكته است كه عامل اصلي اين ناكاميها مسائل مربوط به نيروي انساني در سازمانها ميباشد .
در تحقيقي كه بوسيله Deloitte & Touche(1998) انجام شده اين موضوع به روشني اثبات شده است كه دليل اصلي و اوليه ناكامي اين پروژه ها مباحث غير تكنولوژيكي بوده است .در اين تحقيق يكي از سئوالاتي كه از سازمانها پرسيده شده اين است كه موانع كليدي دستيابي به موفقيت در اجراي پروژه هاي ERP چه عواملي هستند ؟ از اين عوامل ده عامل اصلي و اوليه كه مهمتر از ساير عوامل شناخته شده است در زير ارائه گرديده است و نكته مهم اينجاست كه فقط دهمين عامل مربوط به بحث فناوري اطلاعات مي باشد و ساير عوامل مربط به مباحث انساني و مديريت تغييردر سازمان مي باشند .
مقاومت در برابر تغيير (82%) مهارتهاي ناكافي تيم پروژه(44%)
حمايت و پشتيباني ناكافي(72%) حوزه فعاليت نامشخص(44%)
انتظارات غير واقعي(65%) عدم وجود برنامه مشخص مديريت تغيير(43%)
مديريت ضعيف پروژه (54%) عدم وجود يك نگرش فرآيندي به مسئله(41%)
جالب توجه نبودن عامل تغيير(46%) عدم وجود انسجام در جنبه فناوري اطلاعات مسئله(36%)
11- چرا پروژههاي ERPاغلب شكست ميخورند؟
ERP روند كار افراد را در تمام موسسه دگرگون ميكند. اگر كاركنان در هر يك از بخشها با اين امر كه روشهاي جديد بهتر از روشهاي قبلي هستند موافق نباشند، در مقابل استفاده از نرمافزار مقاومت ميكنند، مقاومت دروني موسسه در برابر تغيير يكي از دلايل متداول شكست پروژههاي ERP است.
اگر اين مسائل هم حل شوند، باز هم نصب برنامهاي به پيچيدگي يك ERP دشواريهاي زيادي دارد. تنظيم سوييچهاي ERP براي آنكه با نيازهاي موسسه منطبق شود، نياز به درك عميقي از روند عمليات فعلي دارد؛ عملياتي كه پس از تنظيم ERP بازسازي خواهد شد.
در تحقيقي كه توسط MaheshwariوKumar در سال2002 انجام شده است موانع اصلي موجود در راه پياده سازي اين سيستمها در قالب فاكتورهايي با نظرخواهي از شركتهاي استفاده كننده از سيستمهايERP شناخته شده اند كه درجدول ( 2 ) به آنها اشاره شده است .
موانع موجود در پياده سازي سيستمهايERP درصد پاسخ دهندگان
مشكلات تغيير از سيستم قبلي به جديد 50
عدم جود افراد ماهر در پروژه 42
هزينه هاي بالاي پياده سازي 42
مشكلات موجود در تخمين نيازهاي پروژه 42
مقاومت اصلي از سوي پرسنل و كاركنان 25
محدوديت منابع موجود در موسسه 25
عدم وجود ديدگاه و استراتژي مشخص در مورد بكارگيري ERP 25
شكاف دانشي و عملي موجود بين كاركنان و تيم راه اندازي 25
همكاري و هماهنگي بين گروههاي وظيفه اي 25
عدم وجود تعهد مديريت ارشد 25
مشكلات فني در ساختار سازماني 8
اشكالات موجود در نرم افزار 8
پشتيباني و آموزش كاركنان 8
12- كلام آخر:
با توجه به روند رو به گسترش جهاني شدن و افزايش رقابت در بازارهاي جهاني ، شركتها در سالهاي آينده ناگزير به پيوستن به بازارهاي جهاني خواهند بود و براي انجام اين كار وجود آمادگي لازم از جهات مختلف امري ضروري بنظر ميرسد .از مهمترين ابزارهاي مورد استفاده جهت كسب اين آمادگي ميتوان به عامل فناوري اطلاعات و ارتباطات اشاره كرد كه با استفاده از آن قادر خواهيم بود هر چه سريعتر اين مسير را طي كنيم .يكي از ابزارهاي مهم فناوري اطلاعات و ارتباطات كه نقش مهمي در يكپارچگي اطلاعات و عمليات موجود در موسسات داشته و نهايتا" با استفاده از امكانات خاص زمينه را براي پيوستن به بازارهاي جهاني فراهم ميسازد ، سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان يا ERP ميباشد كه در حال حاضر بعنوان يكي ازآخرين ابزارهاي برنامه ريزي و مديريت در جهان مطرح ميباشد . اين سيستمها قادرند با بهره گيري از فناوري اطلاعات ، سيستم ها و عمليات موجوددر سازمانهارا يكپارچه كرده و در قالب يك پايگاه اطلاعاتي واحد در دسترس قرار دهند . در بررسي ادبيات تحقيق انجام شده در اين موضوع ، مهمترين نكته نرخ بالاي شكست و ناكامي در اجراي اين پروژه ها ميباشد ، اين مقاله بمنظور تعيين فاكتورهاي مهم و موثر بر موفقيت يا ناكامي اين پروژه ها تدوين شده است.
مراجع :
http://erp.ittoolbox.com/
http://www.cio.com/research/erp
http://www.management-knowledge-base.com/erp.htm
http://www.erpfans