اصول اخلاق حرفه اي ازتدوين تاعمل
با همكاري مهرانگيز يقين لو، فرانك جواهردشتي و مريم خليلي عراقي
بخش نخست
http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-135/index.asp
يكي از عمده ترين دغدغه هاي مديران كارآمد در سطوح مختلف، چگونگي ايجاد بسترهاي مناسب بـراي عوامل انساني شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئوليت و تعهد كامل به مسايل در جامعه و حرفه خود به كار بپردازند و اصول اخلاقي حاكم بر شغل و حرفه خود را رعايت كنند. اما اين مديران به رغم كارآمد بودن بعضاَ با توفيق روبرو نيستند و هرازگاهي در رسانه هاي جمعي مي خوانيم پل يا ساختماني فرو مي ريزد، جاده اي غيراستاندارد ساخته مي شود، سازماني ورشكست مي شود، پسابهاي كارخانه اي به رودخانه اي سرازير و يا يكي از كارخانه هاي صنايع غذايي به علت عدم رعايت مسايل بهداشتي تعطيل مي شود. همگي اين اتفاقات گروههــاي مختلف مردم را موردتهديد قرار مي دهد اما دلايل وقوع اين اتفاقها چيست. بررسي و تحقيق پيرامون چنين اتفاقهايي آنقدر آسان نيست كه بتوان با نگاهي ساده به اين رخدادها آنها را تجزيه وتحليل كرده و دلايل رخدادشان را به دست آورد. بلكه اين دلايل در بطن و نهاد فرايند مشاغل گوناگون و فرهنگ حاكم بر آن استوار است يعني همان اصول زيربنايي كه بايد بدان پايبند بود. اصولي كاملاً اخلاقي و حرفه اي كه بايد ازمنظر اقتصادي، فرهنگي، مديريتي، سياسي، ارتباطاتي و اجتماعي موردبررسي و مطالعه قرار گيرد.
اما اينكه چرا در برخي مشاغل و حرفهها، چنين اصولي به خوبي رعايت مي شود و در برخي ديگر نه؛ از پرسشهاي مهمي كه پيوسته مردم را به عنوان مصرف كنندگان واقعي دچار نگراني و ابهام مي سازد يكي از اهداف اصلي در تدوين اصول اخلاقي حرفه اي در بطن حرف گوناگون در جامعه، ايجاد رضايتمندي در نيروي انساني و درنهايت مشتريان در جامعه است مثلاً اصول اخلاق حرفه اي در حرفه روزنامه نگاري باعث مي شود تا اخبار و اطلاعات بطور واقعي، سريع و موثق به مخاطبان برسد و اين اطلاعات درست و به دور از شايعـــــات است كه نقش مهمي در تصميم گيريهاي افراد حاكم بر جامعه و نيز مردم ايفا مي كند. در امور اقتصادي نيز چنين است زيرا اگر اصول اخلاقي در برنامه ريزيها و اجرا به خوبي رعايت نشود، بي ترديد جامعه را با شكست اقتصــادي روبرو مي سازد و هزينه هاي سنگيني را به بار مي آورد كه جبران آن ممكن است سالها به طول بيانجامد. و اين امر درباره مسايل مسكن، صنعت غذايي، بهداشت و درمان و آموزش و پرورش نيز مصداق دارد.
اما اينكه چه عواملي باعث رشد و توسعه اخلاق حرفه اي در مشاغل مختلف مي شود و يا درجايي ديگر آن را به افول مي كشاند و چگونه مي توان اين عوامل را تقويت كرد، پيوسته موردتوجه برنامه ريزان جوامع مختلف بوده و هست. واقعاً اگر در حرفه اي آئين نامه اخلاقي رعايت نمي شود دلايل آن را در كجا بايد جستجو كرد. آيا نابسامانيهاي اداري، مديريتي، پزشكي، مالي و اقتصادي، محيط زيست، خدمات، صادرات و مسكن، همه ريشه در موضوعات ديگري جز عدم رعايت اصول اخلاق حرفه اي دارد؟
براي يافتن پاسخ چنين پرسشهايي بر آن شديم تا اين موضوع را سرلوحه گزارش ويژه اين شماره تدبير قرار دهيم و به كندوكاو دلايل رعايت يا عدم رعايت اين اصول از نگاه مديريتي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي بپردازيم.
ارائه تعاريف كلي از كار، اخلاق، تعهدكاري و اخلاق حرفه اي و نيز بررسي دلايل وجود ضعف در رعايت اصول اخلاق حرفه اي در حرفه هاي اجتماعي و سازماني از اهداف مهم اين گزارش است كه در پايان پيشنهادهايي براي رفع نابسامانيهاي حاكم بر اجراي درست اصول اخلاق حرفه اي، مطرح شده است.
اساتيد و كارشناساني كه در دستيابي به پاسخهاي مناسب و رسيدن به اهداف اين گزارش نقش موثر داشته اند عبارتند از:
- آقاي مهندس محمدرضا محمد، دبير انجمن صنفي توليدكنندگان تجهيزات پزشكي، دندانپزشكي و آزمايشگاهي و مديرعامل شركت عالي پيام.
- خانم دكتر شهناز هاشمي، استاد علوم ارتباطات اجتماعي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي و مديرگروه، گروه امور فرهنگي دانشگاه جامع علمي كاربردي فرهنگ.
- آقاي دكتر جمال معيني، مديرمسئول و سردبير فصلنامه و ماهنامه جبهه سبز.
- آقاي مهندس محمدجواد صفار، كارشناس ارشد حسابداري و دبيركل جامعه حسابداران رسمي ايران.
- خانم شهرزاد اسفرجاني، مدرس دانشگاه و مديرعامل شركت تبليغاتي داروگ.
- آقاي مهندس محمدرضا احمدي مهرباني، مدرس دانشگاه اسلامي كار و مديراجرايي انجمن صادركنندگان خدمات فني و مهندسي ايران.
- آقاي دكتر محمد بلوريان تهراني، مشاور بازاريابي و تبليغات و مدرس دانشگاهها و موسسات آموزش عالي.
- آقاي مهندس محمدحسن امامي، كارشناس ارشد جامعه شناسي و عضو هيات مديره انجمن مديريت كيفيت ايران.
ارزشهاي اصول اخلاق حرفه اي
اصول اخلاق حرفهاي داراي بار و ارزشهاي والايي است كه رعايت آنها در رعايت هنجارهاي اجتماعي بسيار نقش آفرين است و اين مستلزم شناخت اوليه و اساسي از اصول مذكور است نخستين پرسش خود را دراين باره از آقاي مهندس محمد پرسيديم. آقاي محمد در ارايه پاسخ به اين پرسش چنين گفت؛
همچنانكه رفتار و شيوه زندگي ايمان آورندگان به كتب آسماني گوياي محتوي ديني و مذهبي آنهاست و همچنانكه حركات و سكنات مسلمانان برگرفته از آيات قرآن است و آن كتابي است كه اخلاقي واحد را در ميان پيروانش ايجاد كرده و در تمام زواياي زندگي آنها دخالت كرده است و براي آن برنامه اي خاص دارد، هر حرفه اي نيز رفتار و تعهدات مربوط به خود را دارد كه برگرفته از اساسنامه آن حرفه است. حرفه هاي مختلف برحسب ميزان حساسيت و وظيفه اي كه در خدمت به جامعه دارند داراي معيارهاي اخلاقي متفاوت مي باشند، معيارهاي اخلاقي اصول مشترك خصوصيت ارزشها و صلاحيتهايي را مشخص مي كنند كه اعضاي يك سازمان را به هم پيوند مي دهد. در واقع معيارهاي اخلاقي چارچوبي را براي ارزشها، اصول و مسئوليتها و حقوق سازمانهاي غيردولتي ارائه مي دهد. به عبارت ديگر معيارهاي اخلاقي به ما مي گويد سازمانهاي غيردولتي چه سازمانهايي هستند، چه بايد انجام بدهند، چه نوع تصميماتــــي مي بايست در اين سازمانها اتخاذ شود؟ معيارهاي اخلاقي همچون نقشه هاي راهنمايي هستند كه به اعضاء يك سازمان كمك مي كنند تا نقشهاي خود را به روشني و وضوح كاملي ايفاء نمايند. اين معيارها برگرفته از فرهنگ بومي - فرهنگ مدني روز و بخصوص در كشور ما متاثر از دين مبين اسلام است. صرفنظر از اينكه اخلاق هم به جنبه مثبت و هم به جنبه منفي آن اطلاق مي شود. كلمه اخلاق به آن دسته از صفات مثبت كه با هنجارهاي جامعه همخواني دارند اطلاق مي شود. اصولاً اخلاق منفصل از موضوعات مادي بوده و بعد معنوي طبقات مشاغل را كه داراي اهداف و منافـــع مشترك هستند دربر مي گيرد و امروز به اين نوع اخلاق، اخلاق حرفه اي مي گويند.
تدبير، اصول اخلاق حرفه اي در شغل روزنامه نگاري داراي منزلت و جايگاه خاصي است. از نگاه خانم دكتر هاشمي اين منزلت را بايد در حقوق اجتماعي و فكري مردم جستجو كرد چرا كه مطبوعات به نوعي حقوق مدني جامعه را مطرح مي سازد. باهم نظر كلي ايشان درباره اصول اخلاق حرفه اي در حرفه روزنامـه نگاري را مي خوانيم:
- دكتر هاشمي، اخلاق از نظر جامعه شناسي يعني رعايت حقوق و انتظارات اجتماعي از روي ميل و اختيار، اين انتظارات اجتماعي شامل تامين نيازها و رعايت حقوق مردم مــــي شود.
اخلاق و انتظارات اجتماعي در كلي ترين حالت خــــود شامل چهـــــار ارزش زير مي شود:
1 - صداقت و راستگويي
2 - انصاف و برابري
3 - امانت داري
4 - وفاداري و احساس مسئوليت اجتماعي.
در عرصه كار مطبوعاتي و خبرنگاري چنانچه ما بتوانيم به يك تعريف عملي و تجربي از اين چهار ارزش اخلاقي بنيادين دست يابيم يك كار خبري متعهدانه حرفه اي ارايه كــــرده ايم. مردم از مطبوعات مي خواهند آئينه تمام نماي حقايق باشد و واقعيات را همان گونه كه هست بدون دخل و تصرف، صادقانه سريع و به موقع منعكس كنند علاوه برايــن مردم از رسانه ها انتظار دارند با مسائل منصفانه برخورد كنند و در طرح مسائل و مشكلات يا ديدگاهها و اخبار يك جانبه عمل نكنند و محل انعكاس افكار و انديشه هاي گوناگون باشند.
اخلاق و اصول اخلاق حرفه اي بايد جايگاهي بالاتر از قانون داشته باشد كمااينكه قوانين جاري هر كشوري نيز از اخلاق نشات مي گيرد و خود اخلاق، هيچ گاه به متن قانوني تبديل نمي شود.
پديده اخلاقي، كه اخلاقيات روزنامه نگاري زاييده آن است، تحت سه مقوله مشخص و كاملاً وابسته به هم قرار مي گيرد. اين سه عبارتند از:
1 - قضاوت اخلاقي 2 - عاطفه اخلاقي 3 - اراده و اختيار اخلاقي.
وقتي كه قانون به طور مشخص روزنامه نگار را از انجام اعمالي به ظاهر غيرقانوني منع مي كند مي توان گفت كه چيزي از قضاوت اخلاقي براي آن روزنامه نگار باقي نمي ماند. چرا كه قانون گذار قبلاً به جاي او قضاوت كرده است.
وقتي خبرنگار مقررات اخلاقي را كه خود قائل به آنهاست زيرپا مي گذارد، پيامدهاي عاطفي قضيه مثل پشيماني يا ملامت درون، مطمئناً از جنبه مسئوليت پذيري و حيثيتي شديدتر از ترس صرف از تنبيه يا حالت شرمساري است كه معمولاً به يك قانون شكن دست مي دهد.
كارايي قوانين رسانه اي در خلق روزنامـــه نگاران پاي بند اخلاق، نمي تواند در حد معجــزه باشد معيارهاي اخلاقي روزنامه نگاري باورهاي حرفه اي هستند كه بايد طي يك عمر تجربه به دست آيد.
خانم دكتر هاشمي مي افزايد؛ در حالت عادي موازين حرفه اي در روزنامه نگاري مـــي تواند و بايد توسط خود روزنامه نگاران به صورت فــردي و از طريق انجمن هاي حرفه اي آنان و گاهي باتوجه به نظرات نمايندگان جامعه حفظ شود. موفقيت هر نظام دموكراسي منوط به اين است كه نهادهايي كه چهار قوه اصلي كشور را تشكيل مي دهند يعني مجلس، دولت، قوه قضائيه و رسانه ها در زمينه كنترل و ايجاد توازن، عملكرد موثري داشته باشند.
قوانين رسانه اي براي حكومت دموكراتيك ضروري هستند زيرا از يك سو رسانه ها را قادر مي سازند كه از حقوق و امتيازات خود به طور كامـــل استفاده كنند و از سوي ديگر اجازه نمي دهند كه روزنامه نگاران از اين حقوق و امتيازات، سوءاستفاده كنند و بدين ترتيب به پيشبرد روزنامه نگاري مبتني بر اخلاقيات كمك مي كنند به هرحال، ماداامي كه روزنامه نگاران از هر سر حقوق و پيوسته و آشكارا براي حفظ عملكرد اخلاقي مي كوشند، نبايد به قانون متوسل شد.
به هرحال براي اعمال اخلاقيات روزنامـــه نگاري مي بايد از پارلمان و دادگاهها به عنوان دو بازوي دولت بهره برد.
مجلس مي توانددر زمينه اعمال اخلاقيــات روزنامه نگاري از طريق وضع قوانين موثر بر روزنامه نگاران، نفوذ محدودي داشته باشد.
به هميـــن شكل دادگاههاي حقوقي نيز مي توانند گاهي بر اعمال خبرنگاران نظارت كنند. برخي مسائل مورد رسيدگي آنها ميتواند پرونده هاي مربوط به هتك حرمت، دخالت در امور شخصي و عدم رعايت موازين ادب و نزاكت باشد. البته تشكيلات صنفي نيز بايد اختياراتي داشته باشند ومانند سازمان نظام پزشكي نظر كارشناسي خود را در مورد جرايم مطبوعاتي اعضاي صنف خود به دادگاه ارايه دهد.
منافع اين حرفه نشان مي دهد كه مكانيزمهاي داخلي اعمال اخلاقيات از مكانيزمهاي خارجي بهتر است. به هرحال اگر براي همه روشن شود كه خبرنگاران نمي توانند همكاران خود را وادار به ملاحظه اخلاقيات حرفه اي كنند نتيجه اين خواهد شد كه حكومت يا موسسات دولتي با وضع مقررات نظارتي اين اخلاقيات را اعمال خواهند كرد.
حسابداري و آيين رفتار حرفه اي
دبيركل جامعه حسابداران رسمي ايران نيز نظريــات خود درباره نقش اصول اخلاق حرفه اي در بهينه سازي روند جامعه ابراز كرد. آقاي مهندس صفار در اين باره اعتقاد دارد؛
رشد روزافزون جوامع بشري و پيچيده تر شدن روابط و مناسبات اجتماعي، پيدايش حرفه هاي گوناگون را ايجاب مي كند. به دليل ضرورت تقسيم كار و نيز تخصصي ترشدن امور، اين حرفه ها روز به روز نقش بيشتر و موثرتري در بهبود رفاه اجتماعي برعهــــده مي گيرند. تداوم حيات اين حرفه ها منوط به كيفيت خدماتي كه ارائه مي كنند و اعتماد و اعتباري است كه در نتيجه ارائه اين خدمات به دست مي آورند. اين اعتماد و اعتبار، سرمايه اصلي هر حرفه است و وظيفه هر حرفه و اعضاي آن، حفظ سرمايه به دست آمده است. ضوابط رفتار و اخلاقي، مهمترين خط مشي هر حرفه را تشكيل مي دهد و دربرگيرنده مواردي از جمله ويژگيهاي اصلي هر حرفه و روابط اعضاي حرفه با جامعه و يكديگر است. اين ضوابط در حرفه حسابداري عمومي «آيين رفتار حرفه اي» ناميده مي شود.
آقاي مهندس احمدي مهرباني شكل گيري و تولد اصول اخلاق حرفه اي را برگرفته از فرهنگ كل جامعه مي داند و معتقد است:
- زماني كه فــــردي وارد سازماني مي شود به راحتي متوجه مي شود كه آن سازمان داراي نوعي رفتار ويژه است كه در تك تك افرادش قابل مشاهده است. گرچه اين نوع رفتار خاص را فرهنگ سازماني ناميده اند ولي آنچه مسلم است، اين است كه همين فرهنگ چارچوبهايي را تعريف مي كند كه به عنوان اصول اخلاق حرفه اي آن سازمان مطرح است.
به نظر من قبل از آنكه از اصول اخلاق حرفه اي سخن بگوييم بهتر است براين نكته تاكيد نماييم كه اول اصول اخلاقي با تمام ويژگي هايش كه برگرفته از فرهنگ كلي جامعه (عقايد، مذهب، آداب و رسوم و...) است شكل مي گيرد و در مرحله دوم در درون سازمان حالت اختصاصي تري به خود گرفته و به عنوان فرهنگ سازماني متبلور مي شود در درون اين سازمان نيز افراد شاغل و طبقات مختلف داراي خرده فرهنگهاي خاص تري هستند كه آنها را از ديگران متمايـــز مي كند، همه اينها باعث مي شود كه در ميان اين گروهها و سازمانها نوعي تعصب كار ي خاص شكل گيرد كه آن را اصول اخلاق حرفه اي مي نامند. در يك جمله اخلاق حرفه اي متاثر از اخلاق سازماني است.
مديريت و اخلاق كسب و كار
اما بررسي اصول اخلاق حرفه اي از منظر مديريت بحث گسترده اي است تا آنجا كه قدمت حضور علم مديريت در زندگي بشر را مي توان در بطن دوران پنج هزار سال تجربيات باارزش او جستجو كرد.
آقاي مهندس محمدحسن امامي، بانگاهي جامـــع شناسانه مديريت و اصول اخلاق حرفه اي در آن را مورد كنكاش قرار داد وي نيز در اين باره چنين اعتقاد دارد:
در توليد دانش نوين و تضاد مدرنيته با سنت يك فاصله فراموش شده اي بين باورها و روشهاي سنتي با تجربيات حاصل از دانش بشر بوجود آمد. بشر توليدگرا هرآنچه كه در اطراف خود به عنوان ميراث پدران خود مي ديد آن را سنت و خاموش كننده محرك توليد خود تصور مي كرد و خواهان يافته ها و راه حلهاي جديد بود.
برخوردي غيرحرفه اي است اگر اين تغيير فلسفي در بشر را كه به او قدرت توليد بسياري داده است مردود بدانيم. اما در قالب يك نگرش نوستالژيك رقيق شده، مي توان به اين بشر سريع امروزي گفت: انسان قبل از ورود به عصر صنعتي و تغيير سازوكارهاي اجتماعي و اقتصادي، تجربيات بسيار گران بها و قابل تامل در سازوكارهاي كنترل و هم افزايي داشته است. حتي مي توان برخي را قابل كاربردي در اين دوره نيز دانست.
دانش مديريت نيز از اين توليد و تغيير مستثني نيست. با تحولات تكنولوژيكي و بخصوص توسعه اقتصادي و اجتماعي كه جايگاهي خاص براي فرد قائل بود ابزارهاي كنترل و پايش منابع انساني دستخوش تغييراتي شد. طراحان مدلهاي مديريتي در 50 سال گذشته بدون توجه به تجربيات پنج هزارساله بشر همواره مصر به استفاده از تكنولوژي پايش و كنترل بودند. هرچند قادر بودند اين كنترلها و پايشها را انجام دهد ولي نه فقط حقوق فردي مورد تجاوز قرار مي گرفت بلكه از لحاظ روانشناختي، سازمان را در يك پارادوكس قرار مي داد.
در دوره اي از مديريت كه سخن از انعطاف سازمانها در مقابل تغييرات بازار مطــــــرح مي شود، قابليت تغييرپذيري كاركنان و در عين حال انگيزه براي اين امر بسيار كليدي است. در همين راستا طراحان مدلهاي مديريت استفاده صرف از تكنولوژي را براي برخورد با منابع انساني مطلوب نمي دانند. چرا كه بدون كار تيمي و انگيزه براي نوآوري و خلاقيت سازمانها قدرت رقابتي خود را از دست خواهند داد و اينجاست كه دانش مردم شناسي در مدلها به كار گرفته مي شود.
در مدلهاي نوين مديريتي، مديران قادر بودند از طريق تكنولوژي، ساختار، فرايندها و منابع انساني خود را كنترل و بهبود بخشند. اين رويكرد مديريتي در مقوله ساختار و فرايندها از قدرت خوبي برخوردار مي باشد و نظر مديران را به خود جلب كرده است ولي در زمينه منابع انساني نه فقط گران قيمت است بلكه روانشناسي سازماني را نيز براي يك سازمان پيشرو دچار مشكل مي نمايد. به عبارتي سازمانها به اين باور دست يافته اند كه هدايت و كنترل منابع انساني فقط از طريق روشها و دستورالعملها و آيين نامه مقدور نيست و مزيت رقابتي را تحت تاثير قرار مي دهد.
اين بحث در ابعاد سازماني، به عنوان يك موجود زنده و متفكر كه محور دستيابي جوامع به اهدافشان مي باشد، نيز قابل تعميم مي باشد. در اين مرحله بود كه با آغاز هزاره جديد طراحان مدلهاي مديريتي ابزارهاي تجربه شده بشر را به كار گرفتند.
از جمله ابزارهاي مهم اخلاق مي باشد. اخلاق، اين قدرت را براي فرد و يا در بعد يك سازمان فراهم مي نمايد كه خود كنترل و خودبهبودگر باشد و اين نظام آموزشي و تربيتي است كه اين نوع وجدان را چه در فرد و چه در سازمان نهـادينه مي نمايد. استفاده از اخلاق (اخلاقي كه ارزش افزوده ايجاد مي نمايد) قابليت سازمانها را در كسب و كار افزايش داده و هزينه هاي سازمان و جامعه را كاهش مـــــي دهد.
اخلاق در نظام اجتماعي كه براساس فرد بنا شده است، هم قادر است احترام فرد را افزايش دهد و هم استقلال او را در جهت نوآوري افزون نمايد.
مسير گسترش و توسعه اخلاق كسب و كار از ابعاد چندگانه اي شكل مي گيرد، كه سلسله مراتب مازلو تا حدودي روند تحول روانشناختي آن را نشان مي دهد. توقف در هر كدام از اين مراحل و يا ارزش گذاري بيش از حد به هر كدام تاثير معكوس خواهد داشت. اولين قدم براي توسعه اخلاق، اجتناب از احساس محروميت، احساس بي عدالتي و تناقض مي باشد.
ايجاد فضايي براساس شايسته سالاري و انجام كارهاي تيمي و احترام، سازمانها و جوامع را در ايجاد اخلاق رهنمون خواهد كرد.
درك اين موضوع كه چه رفتارهايي به خود كنترلي و خود بهبودگر تبديل مي شود از نكات مهم اين توسعه است.
براي پاسخ دهي مناسب و هماهنگ با نيازهاي سازماني طراحان مدلهاي مديريت در حال تدوين استاندارد اخلاق در كسب و كار مي باشند تا نگراني هــاي اوليه اي از اخلاق، به عنوان خاموش كننده محرك توليد از بين برود و اخلاق در خدمت توليد ارزش افزوده بااحترام به طبيعت انساني و غيرانساني باشد.
تدوين چنين استانداردهايي نيازمند لحاظ نمودن ويژگيها و ارزشهاي محلي نيز مي باشد. بنابراين انتظار مي رود كه دست اندركاران امر در تدوين اين استانداردها فعال و كنشي عمل نمايند.
عوامل رشد و توسعه اخلاق حرفه اي
- آقاي مهندس محمد، تااين بخش از گزارش، تعاريف و كليات مربوط به اصـول اخلاق حرفه اي مطرح شده است. لطفاً در ادامه، عواملي را كه باعث توسعه اخلاق حرفه اي در حرفه هاي گوناگون مي شود را برشماريد.
- مهندس محمد، اساساً ميزان توسعه و رشد اخلاق حرفه اي بستگي به ميزان كاركرد موفق اخلاق حرف و همين طور ميزان تغييرپذيري آن دارد. هرقدر مزاياي حاصل از رعايت اخلاق حرفه اي فراگيرتر باشد ميزان تعهد به اصول آن از درجه بالاتري برخوردار است. هرقدر محدوديتهاي اعمال شده ناشي از اصول اخلاق حرفه اي منطقي تر و در رشد سازمان موثرتر باشد، پايبنــــدي به آن محكمتر خواهد بود. به طور مثال اثر اصول اخلاق حرفه اي يك سازمان در ايجاد حسن مالكيت در اعضاي سازمان موفق تر باشد رضايت اعضاء بيشتر و تحمل مشكلات برايشان آسانتر است و در پايبندي به اصول آن اصرار جمعي به اصرار فردي حاكم مي شود.
قطعاً انجمن صنفي توليدكنندگان تجهيزات پزشكي، دندانپزشكي و آزمايشگاهي به عنوان يك تشكل صنعتي غيردولتي، غيرسياسي، غيرانتفاعي و داوطلبانه كه خود را ملزم به پاسخگويي در قبال مفاد اساسنامه خود مي داند و داراي حساسيت بالايي به خاطر ارتباط، بهداشت و درمان جامعه مي باشد داراي اخلاق حرفه اي ويژه خود است كه از مفاد مهم آن حفظ حقوق و منافع مشترك اعضاء و ايجاد ارتباط و همبستگي بين ايشان مي باشد.
اطلاع رساني و مطلع ساختن اعضاء از آخرين اخبار مربوطه و تاكيد بر شفافيت مالي و همچنين تعيين نحوه ارتباط با ساير سازمانهاي دولتي و غيردولتي و پذيرش تصميمات گروهي كه با نظر اكثريت اتخاذ شده واز همه مهمتر فراهم آوردن شرايط لازم براي رقابت عادلانه و بازارهاي جديد و ترغيب اعضاء در استانداردسازي محصولات توليدي ايشان داوري در حل اختلاف اعضاء و حفظ منافع مشترك ايشان از اهم بندهاي آيين نامه اخلاق حرفه اي و برگرفته از اساسنامه صنفي اين انجمن است.
حرفه پزشكي از جمله حرف حساس و پرمسئوليت دنياست كه علي القاعده اخلاق حرفه اي آن به هيچ عنوان نمي بايست با ماديات عجين شود. خداوند تبارك و تعالي در آيه شريفه 32 از سوره مائده مي فرمايد «هركه نفسي را حيات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آنست كه همه مردم را حيات بخشيده است.» آيا براي چنين اجر و منزلتي مي توان حقوق مادي متصور بود و با آن قياس كرد؟
- خانم دكتر هاشمي به فرآيند روبه رشد حكومتهاي مردمي اشاره و اين پرسش را مطرح مي كنند كه آيا روزنامه نگاران مي توانند با رعايت اخلاقيات حرفه اي از عهده مسئوليتهاي جديد خود برآينــد و از آزادي كه به دست آورده اند دفاع كنند. وي درباره چگونگي عواملي كه باعـــث رشد اخلاق حرفه اي در حرفه روزنامه نگاري مي شوند، مي افزايد:
عده اي معتقدند كه حكومتها مجازند براي هدايت فعاليتهاي رسانه ها و اطمينان از اين كه خبرنگاران به شيوه اي مسئولانه از رسانه ها بهره ببرند، قوانيني را به كار گيرند. از طرف ديگر، عده اي استفاده از قانون را روش مناسبي براي تحقق روزنامه نگاري اخلاقي نمي دانندبه تعبير اين عده، آزادي مطبوعات حتي حمايت از روزنامه نگاري غيراخلاقي را نيز دربر مــــي گيرد. به نظر آنها آزادي مطبوعات نــمي تواند معنايي داشته باشد مگر آن كه روزنامه نگاري غيراخلاقي نيز اجازه يابد تا در كنار روزنامــــه نگاري اخلاقي سير حيات خود را ادامه دهد. آنها براين باورند كه پذيرش خطر بي انصافي و خطاي روزنامه نگاري بهايي است كه براي آزادي بايد پرداخته شود.
به هرحال حاكمان و روزنامه نگاران قائل به مرزبنديهاي گوناگون هستند و توجيهات مختلفي براي اين امر ارائه مي دهند در نبردي كه بين سركوب بيان و آزادي بيان صورت گرفته است و تاكنون ادامه دارد هنوز حريف فاتح مشخص نشده است.
در مورد ماهيت و وظيفه مطبوعات نظريات متفاوتي ارايه شده است كه مي توان آنها را به طور كلي در دو نظريه تقسيم بندي كرد كه همانا نظريه هاي طرفداري از استبداد و طرفداري از آزادي هستند.
اصل طرفداري از استبداد
ويژگي اصلي يك جامعه استبدادي اين است كه در هنجارهاي اجتماعي آن «دولت» مهمتر و بالاتر از «فرد» به حساب مي آيد. رسانــه هاي جمعي در چنين نظامي، تابع يك اصل اساسي هستند و آن اينكه آنها وجود دارند تا از قدرت و حاكميت حمايت كنند و مطالب موردتوجه حكام را به مردم منتقل نمايند و گاه موظف هستند كه بر تحريف واقعيت صحه بگذارند. تعدد، تكثر و استقلال رسانه اي وجود ندارد و نتيجه عملكرد آنها در جهت «مصلحت دولت» است دولت هم تا زماني كه رسانه از قدرت و حاكميت انتقاد نكنند كاري به كار آنها ندارد. اگرچه از نيمه دوم قرن هيجدهم ورق نظام استبدادي برگشت ولي روحيه اين نظام از ميان نرفت و امروزه در بعضي از كشورهاي دنيا با روشهاي گوناگون و با درجات متفاوت اعمال مي شود.
اصل طرفداري از آزادي
اين نظريه براين اصل استوار است كه بشر موجودي خردمند است و قادر به تميز ميـــــان خوب و بد مي باشد و بايد از حق و جست وجو براي يافتن حقيقت برخوردار باشد. باتوجه به اينكه نقش رسانه ها، همكاري باافراد در كشف حقيقت است، لذا رسانه ها در نظام طرفـــداري از آزادي از حكومت تبعيت نمي كنند بلكه به صورت مستقل و خودمختار عمل مي كنند. در چنين نظامي رسانه ها بايد قادر به جلوگيري از اجراي اقدامات و محدوديتهايي از سوي حكومت باشند و فقط بايد از طريق «فرايند خود اصلاحي حقيقت» كنترل شوند.
به اعتقاد اين نظريه پردازان «معتبرترين ملاك حقيقت، قدرت تفكري است كه در رقابت بازار قبولانده مي شود».
البته مفهوم بازار آزاد عقايد، ايجاب مي كند كه همه مردم، اعم از گروههاي اقليت و اكثريت براي پيشبرد مكتب طرفداري از آزادي فردي، به رسانه ها دسترسي يابند.
نظريه آزادي گرا به عنوان محصول فرهنگي سرمايه داري غرب شناخته مي شود. و در كشورهاي سرمايه داري نيز مطبوعات در خدمت خواست و نياز طبقه حاكم يعني طبقه سرمايه دار است و آزادي موجود در اين كشورها آزادي واقعي نيست چرا كه آزادي از سرمايه غيرممكن است.
به عبارتي رسانه ها در دسترس تمام افرادي كه امكانات اقتصادي لازم و كافي را در اختيار دارند قرار مي گيرد. نه افرادي كه سخني براي گفتن دارند.
در ضمن رسانه ها و انديشه آزادي براي اصلاح خود، متكي بر بازار آزاد و افكار است و مكانيزم بازار بر ارزش فروش استوار است.
به عبارتي عمل رسانه يك معامله است همانند ساير معاملات ديگر آنها محصولي را عرضه مي كند. مردم هم در ميدان رقابت آن را مي خرد و به مصرف مي رساند.
چه بسا بسياري از رسانه ها قادرند با توسل به روشهاي متفاوت و متعددي افكار، نيات و خواسته هاي خود را به شكلي زيبا و محقانه به مردم عرضه نمايند و آنان را چنان شيفته خود نمايند كه گويي خود حقيقت اند.
بروز انتقاداتي عليه نظام آزادي گرا، به خصوص در مورد انحصار وسايل ارتباطي در دست سرمايه داران بزرگ منجر به بروز نظريه مسئوليت اجتماعي گرديد. نظريه مسئوليت اجتماعي بر پايه اين فرض بنا شده كه «آزادي» هميشه تعهداتي را به همراه دارد و رسانه ها در جامعه داراي موقعيت ويژه اي هستند بايد در مقابل جامعه مسئول باشند تا آنجا كه رسانه ها مسئوليت خود را درك مي كنند نظام آزادي گرا كفايت مي كند ولي وقتي رسانه ها رسالت خود را ناديده گرفتند لازم است نهادي براعمال مسئوليت اجتماعي آنها نظارت داشته باشد.
سوالي اساسي كه اينجا مطرح است اينكه چه كسي يا چه نهادي شايستگي اين نظارت را دارد؟ حاكميت، مردم، يا خود روزنامه نگاران چنانچه حاكميت حق نظارت داشته باشد اين خطر وجود دارد به جاي نظارت براعمال حكومت از آن حمايت كنند. و به جاي وفاداري به حرفه روزنامه نگاري به دولت وفادار شوند.
اما نظرات و ديدگاههاي مردم و همچنين اطلاعات و معلوماتي كه مردم كسب مي كنند به آنچه رسانه به عنوان پنجره اي به سوي جهان به افراد عرضه مي كنند وابسته اند.
پس شايسته ترين نهاد، نهادي است كه از خود روزنامه نگاران تشكيل شده باشد و اينجا است كه انجمن هاي صنفي روزنامه نگاري و خبرنگاري اهميت مي يابد و حاكميت در تشكيل و انحلال آن هيچ نقشي نبايد داشته باشد. افراد جامعه نيز محرك اصلي پويايي ارتباطات و روزنامه نگار اطلاعاتي هستند.
مطبوعاتي كه به مسئوليت اجتماعي توجه دارند هم از سمت افكار جامعه و هم از سوي اصول اخلاق حرفه اي كنترل مي شوند.
حسن اشتهار و خوشنامي حرفه
- تدبير، باتوجه به ماهيت و نوع حرفه حسابداري چگونه مي توان اصول حرفه اي اخلاقي را در آن توسعه داد.
- آقاي صفار، ارتباط دوسويه جوامع حرفه اي با نظام اقتصادي كه از يك طرف متضمن ارائه خدمات حرفه اي و از سوي ديگر تامين كننده اشتغال ارائه كنندگان اين خدمات است. ناگزير بايد تابع ضوابط دقيقي باشد كه دو طرف را به حقوق هم آگاه كند. حرفه حسابداري عمومي از متشكلترين و منضبط ترين حرفه هاي دنياست و به دليل نوع و ماهيت خدماتي كه ارائه مي كند از اعتماد و اعتبار خاصي برخوردار است.
تداوم اين اعتبار و اعتماد و تقويت آن، به پايبندي فكري و عملي اعضاي حرفه به ضوابط رفتاري و اخلاقــي آن بستگي دارد. رفتار حرفه اي رابطه غيرمستقيمي با محسوس بودن توليد هربنگاه دارد. در يك بنگاه توليد اتوموبيل، رفتار حرفه اي در كيفيت خودرو و خدمات پس از فروش آن متبلور مي شود و در يك موسسه نقاشي ساختمان، رفتار حرفه اي در كيفيت خدمات ارائه شده كه تابع عمر و زيبايي رنگ است. در حرفه حسابداري عمومي، جامعه و اعضاي آن به كسب اعتماد و اعتباري استراتژيك نيازمندند كه باتوجه به نوع خدمات ارائه شده از سوي ايشان -خدمات اعتبارافزايي- در دراز مدت قابل تامين است. كسب اين حسن اشتهار و خوش نامي براي هر حرفه و اعضاي آن و حفظ و ارتقاي آن بــــــه سادگي شدني نيست وعزمي راسخ مي طلبد. به طور خلاصه اساس به كارگيري حسابداران رسمي، اشتهار آنان به خوشنامي حرفه اي است و اين سرمايه اي است كه ضامن بقاي حسابداران رسمي و جامعه حرفه اي آنان مي باشد.
- اين پرسش را از مدير اجرايي انجمن صادركنندگان خدمات فني و مهندسي ايران پرسيديـــم و عوامل توسعه اصول اخلاق حرفه اي در حرفه هاي خدماتي را جويا شديم. آقاي احمدي مهرباني در پاسخ چنين گفت؛
- به نظر من انسجام گروهي عامل اصلي رشد و توسعه اين اصول در يك حرفه خاص است. البته خود انسجام گروهي نيز متاثر از عوامل متعددي است.
عده اي براين عقيده اند كه رضايت شغلي باعث افزايش تعهد به اصول اخلاق در حرفه مي شود. ضمن تاييد نظر اين عده بايد يادآور شد كه همان گونه كه در ادبيات مديريت نيز بيان شده است؛ رضايت شغلي در مقابلش نارضايتي شغلي را نيز دارد. نارضايتي شغلي هم مي تواند باعث شكل گيري نوعي اصول اخلاق حرفه اي گردد. متاسفانه آنچه كه در اذهان در خصوص اخلاق شكل گرفته است تعريف درست و جامعي نيست. قضيه را به اين گونه شود تحليل كرد كه اخلاق جمع خلق و خوي است و به مجموعه خلق و خوي هاي افراد اخلاق مي گويند. همانگونه كه مي گويند فلاني آدم بداخلاقي است. پس چون پديده اي به نام بداخلاقي وجود دارد، اخلاق حرفه اي منفي هم مي تواند مطرح باشد. اين پديده در ميان گروهها و سازمانهايي كه عملكردشان مورد تاييد جامعه نيست شكل مي گيرد و اصول اخلاق حرفه اي آنها ناميده مي شود كه از نظر ما مطرود است.
قوانين و نظارت حاكم بر حوزه هاي تخصصي كار و توليد
باكمي توجه و دقت بر محيط پيرامون و سبك زندگي بشر امروز در سطح ملي و جهاني به خوبي درمي يابيم زندگي امروز انسان، دستخوش تغييرات بسيار سريع و جديدي شده است بويژه آنكه ابزارهاي ارتباطي گسترده (MASS MEDIA) جهان را به دهكده معروف مك لوهان مبدل ساخته است و اطلاعات گاهي فراتر از سرعت نور از يك نقطه به نقطه اي دورتر از جهان، مخابره و ارسال مي شود. اين چيزي نيست جز تعبير روياهاي «الوين تافلر» در به تصويركشيدن موج سوم كه مدتهاست بر پيكره جهان جاري شده و به واقعيت پيوسته است.
آقاي دكتر معيني با نگاهي به عصر جديد ارتباطات، اصول اخلاق حرفه اي را در دستان پرقدرت سرمايه داري نوين مي بينند و به تفسير آن مي پردازند. وي براين اعتقاد است كه نيروهاي به مراتب پيچيده تر از امروز و ديروز، در حال شكل دادن ماهيت رواني آينده زندگي بشر هستند، بنيانهاي اخلاقي و نظامهاي ارزشي گذشته، سالهاست فرو ريخته و جاي خود را به ارزشهاي نويني داده است كه بسياري از ما هنوز به روشني شناخت درستي از آنها نداريم. ما سرنوشت خود را به دست تمدني سپرده ايم كه دائماً از طريق مكانيسم هاي بسيار پيچيده اي، بررفتار، كردار و پندار ما تاثير مي گذارد، تا سرانجام همه را در شبكه هستومندي تنيده از تاروپود اطلاعات و ارتباطات الكترونيكي سازمان دهد.
در چنين فضايي، نظام نوين سرمايه داري با تجديد ساختار خود، تمامي اصول و قوائد حاكم بر بازار كار، اشتغال، توليد و مصرف... را در اختيار مي گيرد. تا جايي كه به گفته «كاستلز» اين سرمايه است كه بر سرمايه داران حكومت مي كند و برپايه حذف و شمول تمامي جهان ا را به انقياد خود در مي آورد. جهان و شبكه، زمان و مكان نمي شناسد. ديناميسم دروني جامعه شبكه اي روابط دروني اين شبكه را به شكلي سازمان مي دهد كه دائم در حال مرزشكني و فراسوي از چارچوب هاي موجود مي باشد. شكل و فرم اين شبكـه آنقدر سيال مي باشد كه دمادم در حال تطور و دگرگوني به سر مي برد. حجم عظيمي از سرمايه و اطلاعات با سرعت باورنكردني از طريق امواج الكترونيكي از يك نقطه به نقطه ديگر جابه جا مي شود. در حالي كه هزاران نفر در يك گوشه جهان يك آن دعوت به كار مي شوند در گوشه ديگر ده ها هزار نفر در يك لحظــه از كار باز مي مانند.
مفاد مهم آيين نامه هاي اخلاقي
- بي ترديد تمامي حرفه هاي فعال در جامعه بشري داراي آيين نامه هاي اخلاقي - حرفه اي هستند كه به سان و جداني بيدار عملكرد و نتايج حاصل از رفتارهاي آنها را نظارت و كنترل مي كند. بويژه حرفه اي چون حرفه پزشكي كه از حساسيت خاصي برخوردار است درباره آيين نامه پزشكي آقاي مهندس محمد، گزارش را ادامه مي دهد:
- قطعاً حرفه اي چون پزشكي كه با جان و مال و ناموس جامعه پيوند نزديك دارد مي بايست داراي اخلاق حرفه اي منحصر بفردي باشد كه اختيارات و محدوديتهاي فراواني را براي اعضاء خود ايجاد مي كند. تخطي از اصول حرفه اي پزشكي هرچندهم كه كوچك باشد آثار زيانباري را در پي دارد. محدوديتي چون اظهار سوگندنامه پزشكي، اعضاي اين حرفه را قادر مي سازد تا به هنگام معالجه، جان و مال و ناموس بيماران را در اختيار بگيرند و تا سرحد توان در بهبود آنان كوشش نمايند.
- خانم دكتر هاشمي، نظرشما درباره اصــول بين المللي اخلاق حرفه اي در خبرنگاري چيست؟
- اصول زير به عنوان اصول بين المللي اخلاقي - حرفه اي روزنامه نگاري به وسيله سازمانهاي بين المللي تدوين شده است كه در ده اصل مي آيد:
اصل اول: حق مردم در دستيابي به اطلاعات درست
مردم حق دارند به اطلاعات دقيق و جامع دست يابند و نيز بتوانند آزادي خود را بااستفاده از رسانه هاي گوناگـــون فرهنگي و ارتباطي به طور آزادانه ابراز نمايند.
اصل دوم: خبرنگار بايستي خود را وقف حقيقت نمايد
خبرنگار مي بايد رويدادها را وجداناً در گسترة صحيح خود با ترسيم مناسبات اصلي و بدون تحريف با كاربرد ظرفيت خلاقانه خود انعكاس دهد تا مواد خام خبري مناسب در اختيار مردم قرار گيرد.
اصل سوم: مسئوليت اجتماعي روزنامه نگار
اطلاعات در خبرنگاري به منزله منفعت اجتماعي و نه به منزله كالا درك مي شود.
اصل چهارم: شرافت حرفه اي خبرنگار
معيارهاي عالي شرافت در اين حرفه، مشتمل بر حق خبرنگار در خودداري از كاركردن برخلاف باورهايش و يا افشاي منابع اطلاعاتـــــي خود و نيز حق شركت در تصميم گيري دستگاهي كه در استخدام آن است. شرافت حرفه اي به خبرنگار اجازه نمي دهد كه هرشكلي از اشكال رشوه را پذيرفته و يا دفاع از منفعتي خصوصي را بررفاه عمومي ترجيح دهد. چنين احترام به دارايي معنوي و بـه ويژه منع سرقت هاي ادبي از جمله اخلاق حرفه اي خبرنگاران به شمار مي رود.
اصل پنجم: دسترسي همگاني و مشاركت
ماهيت اين حرفه اقتضا مي كند كه خبرنگار راههاي دسترسي مردم به اطلاعات و مشاركت آنان در رسانه ها را ارتقاء بخشد. از جمله اين حقوق همانا حق تصحيح، اصلاح و پاسخگويي است.
اصل ششم: احترام به حريم خصوصي و حيثيت انساني
احترام، حق فردي، حفظ حريم و اسرار خصوصي و مشورتي انساني كه با قوانين ملي و بين المللي مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منع افترا، تهمت، توهين و مخدوش كردن شهرت افراد هماهنگ است.
اصل هفتم: احترام به منافع عمومي
احترام كامل به حيثيت ملي جامعه، نهادهاي دموكراتيك، عفت عمومي، اخلاق و عرف جامعه را ضروري مي داند.
اصل هشتم: احترام به ارزشهاي جهاني و متنوع فرهنگها
يك خبرنگار حقيقي موانع ارزشهاي عام انساني و در درجه نخست، صلح و دموكراسي، حقوق بشر، پيشرفت اجتماعي آزادي ملي است. آگاهي خبرنگار از مقررات مندرج در كنوانسيون ها، بيانيه ها و قطعنامه هــــــاي بين المللي نزد اخلاق حرفه اي به شمار مي آيد.
اصل نهم: محو جنگ و ساير مصائب فراروي بشر
تعهد اخلاقي نسبت به ارزشهاي عام انساني، خبرنگار را به پرهيز از هرنوع توصيه و يا تحريك جنگهاي متجاوزكارانه و سابقه تسليحاتي، بويژه در مورد تسليحات هسته اي و به پرهيز از شكل هاي خشونت، نفرت يا تبعيض، بخصوص نژادپرستي و آپارتايد، سركوبگري رژيم هاي استبدادي استعمار و همچنين به پرهيز از ساير مصايب بزرگ مضر به حال بشريت چون فقر، سوء تغذيه و بيماريها ملزم مي كند.
اصل دهم: برپايي نظم اطلاعاتي و ارتباطي نوين جهاني
هدف اين نظم كه بخشي لاينفك از نظم نوين اقتصادي بين المللي به حساب مي آيد، استمارزدايي و دموكراتيك كردن اطلاعات و ارتباطات در سطوح ملي و بين المللي است كه برپايه همزيستي مسالمت آميز مردم و بااحترام كامل به هويت فرهنگي آنان صورت مي گيرد.
كميسيون مك برايد، توصيه اكيد كرده است كه نظامنامه اصول اخلاقي در سطح ملي و در برخي موارد در سطح منطقه اي امري مطلوب است مشروط بر آنكه اين قوانين از سوي خود حرفه تهيه و تصويب گردد.
چرا كه اصولاً اخلاق، متاثر از عقايد، باورها و ارزشهاي حاكم بر جوامع است. لاجرم اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري نيز در هر فرهنگ ويژگي ها و مختصات خاص خود را داراست به عنوان مثال حريم خصوصي افراد در يك جامعه شرقي با جامعه غربي تفاوتهايي دارد.
در ايران طرح اوليه ميثاق اخلاق حرفه اي روزنامه نگار توسط آقاي دكتر كاظم معتمدنژاد مشتمل بر 14 اصل تهيه شده است كه با اصول بين المللي، اخلاقي حرفه اي بالا هماهنگي دارد و مي بايد از طرف تشكل صنفي روزنامه نگاران به رسميت شناخته شود و نيز قادر به حمايت از آن باشد.
مطبوعات در جامعه ما، همچون هر كالاي وارداتي ديگر فرهنگ خاص خود را به همراه دارد. ضرورت تدوين اصول معيني كه بتواند علاوه بر حفظ مصالح يك جامعه، چارچوبهاي كاري روزنامه نگاران را نيز مشخص كنند. بيش از هرچيز آسودگي خاطر آنها را به همراه خواهد داشت. تعريف معيارهاي اخلاقي شفاف كردن خطوط قرمز مانع از مخدوش شدن سهوي يا عمدي آنهاست.
آيين رفتار حرفه اي حسابداران
آقاي مهندس صفار، چارچوب آيين رفتار حرفه اي حسابداران رسمي را در قالب اصول و ضوابط حسابداري و حسابرسي مي داند و در اين باره چنين اعتقاد دارد كه جامعه حسابداران بايد در قالب اين چارچوب ضوابط خاص خود را تدوين كند. اين امر در دستور كار سال جاري جامعه قرار دارد.
در اين چارچوب اصولي بنيادي پيش بيني شده كه عبارت است از رعايت درستكاري، بيطرفي، صلاحيت و مراقبت حرفه اي، رازداري، رفتار حرفه اي و اصول و ضوابط حرفه اي. افزون بر اين استقلال حسابداران عمومي، مفهومي كليدي است كه دو جنبه واقعي و حتي ظاهري آن مطرح است. گفته مي شود حسابرسان نه تنها در واقع بايد مستقل باشند، بلكه بايد مستقل نيز به نظر برسند. اين اصول كم و بيش در حرفه هاي ديگر نيز وجود دارد و حسابداران رسمي نيز پايبندي عميقي به اين اصول دارند. مجموعه آيين رفتار حرفه اي در نشريه شماره 123 سازمان حسابرسي درج شده است.
نگاهي گذرا به اخلاق حرفه اي
زماني كه فاصله ميان كشورهاي جهان ازنظر توسعه در تمام ابعاد افزايش يافت، براي بسياري از كشورهايي كه امروز سرعت رشدشان موردتوجه است، واضح بود كه دلايل بسياري باعث افزايش اين فاصله مي شود. ازجمله اعتقاد و باور عميق به توسعه، درك واقعي به انجام كارها به صورت گروهي، وجود فرهنگ وفاق ملي به جاي رشد فردي، توجه به رفاه عمومي و توسعه توليد، گسترش بازارهاي صادراتي توسعه علم مديريت نوين و پرداختن به دانش و دانايي در تمام سطوح كه نتيجه آن تولد ابزارهاي جديد ارتباطاتي - اطلاعاتي يا همان اينترنت به صورت شبكه اي جهاني بوده است.
اين توسعه و رشد طي دو دهه بين سالهاي 2000-1980 رخ داده است به گونه اي كه بازارهاي جهاني يكي پس از ديگري توسط كشورهاي صاحب دانش و تكنولوژي شناسايي و مورد بهره برداري قرار گرفته است اما يكي از دلايل ناپيدا اما محسوس كه باعث رسيدن به چنين رشد و توسعه در كشورهاي پيشرفته شده است، شفاف سازي و ارائه تعاريف درست از اصولي است كه حاكم بر اجراي كارهاي مديريتي و توليد است يعني اصول اخلاق حرفه اي كه همگي در تمام سطوح و حرف بايد به آن معتقد باشند و عمل كنند.
اين اصول برمبناي برنامه ريزي درست ازنظر اخلاق حرفه اي و وجدان كار در كشورهاي توسعه يافته سالهاست مورداجرا قرار گرفته و كوتاه مدتي است موردتوجه كشورهـاي درحال توسعه نيز واقع شده است به گونه اي كه تعهد كاري و حس مسئوليت در انجام مشاغل و حرفه هاي فرهنگي، اجتماعي سياسي و اقتصادي را تحقق بخشيده است. اما اصول اخلاق كار حرفه اي چيست و ابعاد آن تا به كجاست و چگونه مي توان آن را محقق ســـاخت. اينها پرسشهايي است كه در ادامه مي تــــوان پاسخ آنها را جستجو كرد. با هم مي خوانيم:
اخلاق كاري و ابعاد آن
اخلاق كاري عبارت است از مجموعه اي از «بايدها» و «نبايدها» كه كاركنان يك سازمان (جامعه) درجهت تحقق كامل شرايط كمي و كيفي كاري كه تعهد كرده اند بايد رعايت كنند. نظامهاي اخلاقي كه در كار تاثير مي گذارند داراي دو بعد كلي ثابت و متغير هستند.
ابعاد ثابت اخلاق كار فراتر از ظرف زمان و مكان هستند و درواقع برخاسته از نگرشهاي هستي شناسانه و انسان شناسي فاعل كار (استاندارد كننده كار)اند و ماهيت آنها فرامعيشتي، فراملي، فراتاريخي و جاوداني است همچون نيكي، عدل، ايثار، شجاعت،...
ابعاد متغير نظام اخلاقي كار در طول زمان باتوجه به مقتضيات زمان و مكان متحول شده و كاركرد و نقش آنها اين است كه مطلوب ترين شكل كمي و كيفي كار را با توجه به شرايط آن تعيين كنند، مانند دادن حق كارگران، توجه به مسائل رفاهي و اوليه آنان... .
تعريف و نظريه هاي اخلاق كه تشريح شد حكايت از آن دارند كه خاستگاه اصلي اخلاق تعهد و احساس تكليف اجتماعي و روابط اظهاري و عاطفي است. در روابط اظهاري نوعي صميميت، اعتماد و تعهد وجود دارد كه كنشگران (فردي و جمعي) درگير در رابطه را وامي دارد رفاه حال يكديگر را درنظر بگيرند. در اين نوع رابطه نفع فردي ازطريق سود جانشين كه همان دوستي و معاشرت پذيري است تامين مي شود.
اما درمقابل، كار شكلي از كنش ابزاري و صرف انرژي براي تبديل وضع موجود به مطلوب و پاسخگويي به نيازهاي انساني است.
تعريف تعهد كاري
وجدان يا تعهد كاري در دانش مديريت چنين تعريف شده است: «وجدان كاري عبارت است از نوعي احساس پاي بندي(تقيد) دروني به منظور رعايت الزامهاي كمي و كيفي كار، كه از سوي فرد (يا گروه) انجام آن تقبل شده است». وجدان كاري قبل از هر چيز تحت تاثير نظام اعتقادي حاكم بر فرد است.
به عبارتي مي توان گفت كه تعهدكاري: عبارت است از همذات پنداري و پاسخ عاطفي به اجتماع جامعه اي (دگر تعميم يافته انتشاري) از طريق كار و تعهد حرفه اي: مبتني است بر احساس مسئوليت و علاقه نسبت به حرفه اي خاص و اجتماع آن است. اجتماع حرفه اي نوعي دگر تعميم يافته ويژه است. تجسم بيروني اجتماع حرفه اي را بايد در انجمنهاي شغلي، اصناف، اتحاديه هاي كارگري و نظاير آن جستجو كرد.
ميزان تعهد حرفه اي تابعي از وجود اجتماع حرفه اي و ميزان سرزندگي آن است و اين تا حدي بستگي به تجسم خارجي اجتماع حرفه اي دارد كه معمولاً در هيات انجمنهاي داوطلبانه نظير اصناف، اتحاديه ها، انجمنهاي حرفه اي و غيره تجلي مي يابد. درهمين رابطه دوركيم با اشاره به وضع نابسامان نفع اقتصادي جوامع مدرن و رشد روزافـــــزون علايق خودخواهانه فردي مي گويد: آنچه پي جويي افراطي و بيمارگونه علايق فردي را مهار ميكند گروهي است كه فرد به آن احساس تعلق دارد و خود از اقتدار لازم براي وضع قانون و حدود بر رفتار فرد برخوردار باشد، عملكرد موثر هر نظام اخلاقي فقط درصورتي ممكن است كه گروه آن اصول اخلاقي را به وسيله اقتدار خود حفظ كند. نظام اخلاقي تشكيل مي شود از قواعدي كه ناظر بر رفتار افراد است و آنها را وادار مي كند به اين يا آن شكل عمل كنند و بر اميال آنها حدودي مقرر مي كند و آنها را از فراتر رفتن از اين حدود منع مي كند. فقط يك قدرت اخلاقي مشترك وجود دارد كه برتر از فرد است و به طور مشروع مي تواند براي او قانون وضع كند و آن قدرت جمع است. (دوركيم 7 - 6 - 1957)
گروههاي حرفه اي و انواع گروههاي ثانوي، محيطي را ايجاد مي كنند كه اين اصول اخلاقي در درون آنها زاده شود. بهترين راه ايجاد چنين محيطهايي «گردهم آوردن افراد عضو يك حرفه» است هرچه ساختار اين گروهها مستحكم تر و هرچه روابط اعضاي آنها گسترده تر و مكررتر باشد مبادله افكار و احساسات بيشتر و افكار عمومي حاصل از