مقالات  |  پروژه ها  |  معرفي اساتيد  |  جزوات و طرح درس  |  نرم افزارهاي كاربردي  |  پيامها و نكات مديريتي  |  معرفي كتب و منابع آموزشي
سمينارها و دورهاي آموزشي  |  تالار گفتگو  |  لينكستان  |  تماس با ما  |   درباره ما

آرشيو ماهانه
December 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
April 2006
 

جستجو

 
 

فوتبال و مدیریت منابع انسانی

فوتبال و مدیریت منابع انسانی
فوتبال ما آینه ای است از سازمان های ما. رهبری و مدیریت از یک سو و نظام های مدیریت منابع انسانی اعم از برنامه ریزی منابع انسانی، جذب، ارزیابی و مدیریت عملکرد، پاداش، رشد و توسعه و جانشین پروری از سوی دیگر.
جذب نیرو در هر سازمانی یک وظیفه ی حیاتی است. بیل گیتس می گوید بخش اعظمی از وقت من صرف توجه به جذب افراد می شود. از نظر او انسان به واقع «سرمایه» است و رفتار و عمل گیتس، تأییدی است بر این ادعا. آیا به نظر شما فرآیند جذب افراد در تیم فوتبال به درستی انجام می شود؟ آیا ارزیابی و مدیریت عملکرد بازیکنان مبتنی بر بازدهی و «ارزش آفرینی» آنها انجام می شود؟ احتمالاً همه ی شما دلیلی بر پاسخ منفی به این دو پرسش دارید. اما من می خواهم توجه شما را به نکته ای متفاوت و متأسفانه تلخ جلب کنم.
یکی از اهداف اصلی هر سازمان، هم جهت کردن هدف های کارکنان با هدف های سازمان است. بر کسی پوشیده نیست که در سازمان های ایرانی تعداد کثیری از کارکنان، برای دستیابی به اهداف شخصی، از وقت حضور خود در سازمان استفاده- بخوانید سوء استفاده- می کنند. به عنوان مثال اقدام به تأسیس شرکت خصوصی می کنند، با شرکای سازمان پنهانی شریک می شوند و یا دل مشغولی دیگری پیشه می کنند. سازمان هوشمند سازمانی است که با درک علل روی آوردن افراد به کارهایی مهم تر از وظایف شغلی (!) و اثرگذاری در موفقیت سازمان، از چنین عارضه ای پیشگیری کند. در اصل از ایجاد و گسترش فاصله بین اهداف فرد و سازمان جلوگیری کند. حال اگر این سازمان، از چنین هوشمندی بی بهره باشد، باید برای فروپاشی آن سازمان شمارش معکوس را شروع کرد.
حال نگاهی بیافکنیم به تیم فوتبال کشور که از تمام ویژگی های یک سازمان بهره مند است. در این سازمان، برخی بازیکنان «درکنار» وظایف شغلی خود که همانا انجام وظایف یک فوتبالیست در محدوده ی شغلی تعریف شده است، اقدام به تأسیس «شرکت خصوصی» می کنند و دائم ذهن و حواس خود را به مدیریت آن شرکت معطوف می کنند. برخی دیگر «درکنار» هدف های شغلی، اهداف شخصی کاملاً متعارض با اهداف تیم درنظر می گیرند. برخی دیگر به سن بازنشستگی می رسند، اما به دلیل فقدان جانشین پروری و نبود جانشین مناسب، مجبور به اضافه خدمت می شوند. جالب است که در ارزیابی عملکرد، هرگز هشداری دال بر دور شدن آنها از اهداف تیم احساس نمی شود!
خلاصه اینکه دوستان، فوتبال فقط چمن و توپ نیست. نمادی است از مدیریت و به ویژه مدیریت منابع انسانی. ای کاش در تمام سازمان های ما آدم های درست در جای درست قرار بگیرند و درست هم مدیریت شوند. ای کاش مدیریتٍ همه ی سازمان ها آن قدر هوشمند باشد که از دور کردن سرمایه های اصلی خود- خواسته و یا ناخواسته- بپرهیزد و ای کاش دست کم در شرایطی که کژی بلای جان سازمان می شود، سرمایه های انسانی به حکم وظیفه ی انسانی و مواهب بهره مند شده، از هیچ تلاشی در متوجه کردن سازمان (تیم) از راهی که به اشتباه می رود، دریغ نکنند.
http://hr.blogfa.com/

نوشته شده توسط Paydaie

نظرات

ارسال نظر




من را به خاطر داشته باش؟

متن


Powered By Web Yar